معرفی کتاب اشتباهاتی صورت گرفت (نه توسط من) | تمرین عملی از ایده های کتاب
[lwptoc depth=”2″ smoothScrollOffset=”28″]
بعضی کتاب ها قرار نیست حال تو را خوب کنند؛ قرار است یک عادت پنهان را لو بدهند. «اشتباهاتی صورت گرفت (نه توسط من)» دقیقا همین کار را می کند: نشان می دهد چرا وقتی کار خراب می شود، مغزمان خیلی سریع دنبال یک روایت می گردد که ما همچنان “آدم خوب و درست” بمانیم. نتیجه اش را هم همه جا می بینیم: دعواهای رابطه ای که هر روز بزرگ تر می شود، تصمیم های کاری که کسی مسئولیتش را نمی پذیرد، و حتی بحث های سیاسی که هیچکس حاضر نیست یک قدم عقب بیاید. این کتاب کمک می کند بفهمی این مکانیزم از کجا می آید، چرا “طبیعی” است، و چطور می شود جلوی تبدیل شدنش به لجاجت و خودفریبی را گرفت.
این کتاب درباره چیست؟
«اشتباهاتی صورت گرفت (نه توسط من)» نوشته کارول تاوریس و الیوت آرونسون درباره “خودتوجیهی” است: همان کاری که ذهن انجام می دهد تا اشتباهاتمان را طوری توضیح بدهیم که کمتر درد بکشیم و تصویرمان از خودمان خراب نشود. نویسنده ها توضیح می دهند این فرایند چطور با مفاهیمی مثل ناهماهنگی شناختی، سوگیری تاییدی و بازسازی حافظه گره می خورد و چرا باعث می شود هم اشتباه را تکرار کنیم و هم در دعواها، طرف مقابل را مقصر مطلق ببینیم.
مشخصات کتاب
-
عنوان اصلی: Mistakes Were Made (but Not by Me): Why We Justify Foolish Beliefs, Bad Decisions, and Hurtful Acts
-
نویسنده ها: Carol Tavris و Elliot Aronson
- اولین نسخه منتشر شده در سال: 2007
امتياز و نظر کاربران در سایت goodreads
-
امتیاز میانگین در goodreads حدود 4.02 از 5 است.
تفاوت این کتاب با بقیه کتاب های توسعه فردی چیست؟
-
به جای “حال خوب کن” می گوید “ذهن چطور برایت داستان می سازد”
خیلی کتاب ها توصیه می کنند مثبت فکر کن یا اعتمادبه نفس داشته باش. این کتاب می رود سراغ سازوکار دفاعی ذهن: چگونه برای کم کردن ناراحتی، روایت می سازیم. -
فقط فردی نیست؛ از رابطه، سازمان، دادگاه، سیاست هم مثال می آورد
پس اگر دنبال کتابی هستی که به درد “رفتار واقعی انسان” بخورد (نه فقط برنامه ریزی شخصی)، این یکی پر از موقعیت های ملموس است. -
یک هشدار مهم دارد: باهوش تر شدن همیشه یعنی درست تر شدن نیست
چون همان ذهن باهوش، می تواند توجیه های قانع کننده تری هم بسازد. این زاویه دید، کتاب را از نصیحت های کلی جدا می کند.
برای چه کسانی مناسب است؟
-
اگر در بحث ها بعدا می فهمی “حق با تو نبود” ولی همان لحظه نمی توانی کوتاه بیایی.
-
اگر در رابطه یا خانواده، مدام در چرخه “من درست می گویم / تو مقصری” گیر می افتی.
-
اگر مدیر، رهبر تیم، مدرس، درمانگر یا پزشکی و با خطاهای پرهزینه سروکار داری.
-
اگر به سوگیری های شناختی علاقه داری و می خواهی بفهمی چرا آدم های منطقی هم گاهی غیرمنطقی دفاع می کنند.
نظر افراد سرشناس و رسانه های معتبر درباره کتاب
1.Wall Street Journal
Entertaining, illuminating and–when you recognize yourself in the stories it tells–mortifying.
ترجمه متن بالا: سرگرم کننده و روشنگر است و وقتی خودت را در داستان هايش پيدا می کنی، يک جور شرمندگیِ تلخ هم همراهش می آيد.
2. Daniel Gilbert (نویسنده و استاد روانشناسی، هاروارد)
Every page sparkles with sharp insight and keen observation. Mistakes were made–but not in this book!
ترجمه متن بالا: هر صفحه با بينش تيز و مشاهده دقيق، آراسته شده. اشتباهاتی رخ داده اند، اما نه در اين کتاب!

ایده های کلیدی کتاب
ناهماهنگی شناختی: وقتی واقعیت با تصویر ذهنی ما نمی خواند
اگر خودت را “منصف و باهوش” می دانی، ولی کاری کرده ای که نتیجه بد داده، ذهن دنبال راهی می گردد که هر دو را همزمان نگه دارد: هم “من خوبم” هم “اشتباه نکردم”.
خودتوجیهی، ناخودآگاه و فوری است
کتاب تاکید می کند که خیلی وقت ها ما “تصمیم نمی گیریم” توجیه کنیم؛ توجیه خودش می آید. همین باعث می شود اصلاح اشتباه دیرتر اتفاق بیفتد.
سوگیری تاییدی، توجیه را تقویت می کند
بعد از اینکه یک توضیح ساختیم، ناخودآگاه دنبال شواهد می گردیم تا همان را ثابت کنیم و شواهد مخالف را کم اهمیت می کنیم.
حافظه مثل ضبط صوت نیست؛ مثل داستان سرا است
حافظه بازسازی می شود و با “باورهای امروز” هماهنگ می گردد. یعنی ممکن است واقعا مطمئن باشیم “من این طور یادم می آید”، اما آن یادآوری کاملا جهت دار باشد.
هرچه بیشتر سرمایه گذاری کرده باشیم، اعتراف سخت تر می شود
زمان، پول، آبرو، جایگاه… هرچه هزینه بیشتر، “پذیرفتن اشتباه” گران تر می شود؛ پس ذهن بیشتر توجیه می سازد.
چند تمرین عملی از ایده های کتاب

1) جمله های ممنوع در دعوا
وقتی در بحث می گویی “تو همیشه…” یا “تو هیچ وقت…”، معمولا داری از هویت طرف مقابل ایراد می گیری و او را دفاعی می کنی. راه بهتر: فقط روی رفتار مشخص همان موقعیت تمرکز کن (چه شد؟ کجا؟ چه زمانی؟). یعنی وقتی می خواهی انتقاد کنی، به جای برچسب زدن به شخصيت طرف مقابل، فقط يک رفتار مشخص را با جزئيات قابل بررسی تعريف کن تا بحث از حالت حمله شخصی خارج شود.
مثال: جمله مبهم و آغازگر دعوا: “تو هميشه بی مسئوليتی.”
-
جمله دقيق و قابل حل: “ديشب ساعت ۹ قرار بود زنگ بزنی، ولی زنگ نزدی و خبر هم ندادی. من نگران شدم. دفعه بعد اگر دير می شود، فقط يک پيام بده.”
2) تست سریع خودتوجیهی (۳ سوال)
-
اگر یک دوست همین کار را کرده بود، باز هم همین دفاع را می کردم؟
-
اگر فردا مشخص شود اشتباه کرده ام، چه چیزی در تصویر من از خودم تهدید می شود؟
-
الان دنبال “حقیقت” هستم یا دنبال “برنده شدن”؟
3) نسخه امن جمله “اشتباه کردم”
به جای “من اشتباه کردم” که برای خیلی ها سنگین است، از این شروع کن:
-
“فکر می کنم اینجا یک بخش را اشتباه دیدم.”
-
“حالا که دوباره نگاه می کنم، می شود جور دیگری هم فهمید.”
این ها همان در را باز می کنند، بدون اینکه غرور را له کنند.
اشتباهات رایج در اجرا (و راه اصلاح)
-
فکر می کنیم “مشکل فقط دیگرانند”
راه اصلاح: کتاب می گوید اول باید دنبال رد پای خودتوجیهی در خودت بگردی، نه در طرف مقابل. -
دنبال یک تکنیک سریع برای “اعتراف” می گردیم
راه اصلاح: این کتاب بیشتر یک عینک است تا یک ترفند. یعنی با تمرین توجه به روایت های ذهنی، کم کم رفتار عوض می شود. -
نقد رفتار را با حمله به شخصیت قاطی می کنیم
راه اصلاح: جدا کردن “کاری که کردم” از “آدمی که هستم” یکی از کلیدهای کم کردن مقاومت ذهن است.

مقایسه کوتاه با چند کتاب مشابه
-
اگر دنبال شناخت “سوگیری های تصمیم گیری” هستی: «تفکر سریع و کند» معمولا علمی تر و گسترده تر است.
-
اگر دنبال “پذیرفتن خطا و اصلاح باور” هستی: «دوباره فکر کن» بیشتر روی بازاندیشی و یادگیری تمرکز دارد.
-
اما «اشتباهاتی صورت گرفت (نه توسط من)» نقطه قوتش این است که خیلی مستقیم می رود سراغ مکانیزم دفاعی “من درستکارم” و نشان می دهد چرا همین حس خوب، گاهی ما را بدتر می کند.
گزیده هایی از متن کتاب
- اغلب آدم ها وقتی مستقيم با مدرک روبه رو می شوند که اشتباه کرده اند، نظرشان را عوض نمی کنند؛ برعکس، محکم تر توجيه می کنند.
- در حساب و کتاب ترسناک خودفريبی، هرچه درد بيشتری به ديگران زده باشيم، نياز ما به توجيه کردنش بيشتر می شود تا حس آدم خوب بودنمان حفظ شود.
- مشکل اينجاست که وقتی آدم ها يک فرض پنهان درباره موضوعی می سازند، سوگيری تاييد فعال می شود و ديگر شواهد ناسازگار را نمی بينند.
- ما به چند نفر معتمد نياز داريم که گاهی مخالفت کنند؛ کسانی که حباب توجيه های ما را بترکانند و اگر خيلی منحرف شديم، برگردانندمان به واقعيت.
ضعف های احتمالی
-
اگر دنبال کتابی هستی که “قدم به قدم برنامه روزانه” بدهد، این کتاب بیشتر تحلیلی و توضیحی است.
-
بعضی مثال های اجتماعی و سیاسی ممکن است برای برخی خواننده ها حساسیت برانگیز باشد (نه به خاطر بد بودن کتاب، به خاطر اینکه آینه می گذارد جلوی آدم).
-
اگر حوصله روایت و مثال های متعدد را نداری، شاید به نظرت کمی طولانی بیاید.
جمع بندی
اگر مشکل اصلی تو این است که “چرا آدم ها اینقدر سخت اشتباهشان را می پذیرند؟” یا می خواهی در رابطه و کار، کمتر وارد جنگ “حق با کیست” شوی، این کتاب، انتخاب خیلی خوبی است. بهترین استفاده اش هم وقتی است که با خواندن هر فصل، یک نمونه واقعی از زندگی خودت را کنار دستت بگذاری و ببینی ذهن تو دقیقا کجا شروع به توجیه می کند.
مقالات اخیر
مقالات اخیر برای شما از این قسمت در دسترس است.
- فوریه 27, 2026
- فوریه 26, 2026
- فوریه 24, 2026
- فوریه 23, 2026
- فوریه 22, 2026